پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
99
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
كارهاى خود نه اينكه رشوه از كسى نگرفت و شيوه دادگرى را هرگز رها نكرد بلكه كارى كرد كه همه را از خود خرسند ساخت و هر چه دادند به خرسندى دادند . بدانسان كه پيشينيان جشن دوره كيوان « 1 » را مىگرفتند و از ياد آن خرسندى مىنمودند . به همينسان همه يونانيان زمانى را كه آريستيديس باج از آنان مىگرفت بهترين و خوشترين زمان يونان مىشمارند و از ياد آن خرسندى مىنمايند . به ويژه از اين جهت كه اندكى پس از آن ميزان باج دو برابر گرديده و پس از ديرى سه برابر شد . زيرا باجى كه آريستيديس بر مردم بسته بود چهارصد و شصت تا لنت بود . ولى پريكليس يك سوم كما بيش را بر آن افزود . زيرا ثوكيديديس مىگويد كه در آغاز جنگهاى پلوپونيسوس درآمد آتنيان از جانب همدستان خود ششصد تا لنت بود . سپس پس از مرگ پريكليس هم كسان مردم فريب كمكم بر روى آن مىافزودند تا به ميزان يك هزار و سيصد تا لنت رسانيدند و اين فزونى نه تنها در ميان جنگ بود كه به عنوان دراز شدن زمان آن يا به بهانه ديگر گرفته مىشد بلكه در هنگامهاى ديگر نيز بود كه به عنوان ساختن بازيخانهها و درست كردن تنديسه و بنيادها نهادن پرستشگاهها مىگرفتند . بارى آريستيديس در سايه آن رفتار خود در باجگيرى شهرت بىاندازه يافته و نامش بر زبانها افتاد ولى ثميستوكليس بر او ريشخند نموده مىگفت : پس اين ستايشها نه درباره يك مرد بلكه درباره يك كيسهء پول مىباشد . بدينسان او را كيسه پول مىناميد . اين سخن به سزاى عبارتى بود كه آريستيديس درباره ثميستوكليس به كار برده بود . بدينسان كه هنگامى ثميستوكليس گفت : گرانمايهترين چيزى كه يك سردار بايد داشته باشد اينست كه به انديشه دشمن پى برده نقشه كار او را از پيش بداند . آريستيديس در پاسخ او گفت :
--> ( 1 ) . مقصود جشنهايى است كه يونانيان به نام يادآورى زمان فرمانروايى كيوان كه در افسانههاى ايشان ياد شده مىگرفتند .